اولین سالگرد مامان بزرگ مهربون آیلین
همه می گویند چه گونه ام؟ ..... می گویم رو به راهم .....! چه می دانند..... رو به راهی که تو رفته ای یکسال گذشت در تلاطم باد غارتگر ، یکسال از آن اتفاق بی پرسش گذشت و عجب سال پربارانی بود حدود چشمهای منتظرمان...... دیدگانمان خشک شد به راهی که رفتی و دیگر امید بازگشتی نبود یکسال است که فانوس به دست سراغت را هر شب جمعه بر سردی مزاری می جوئیم که آنجا خفته ای آرام و بی صدا و در این زمان بی تو بودن همیشه هوای تو سرازیر هق هقمان بود مادر جان همیشه لبخند تو بود که اتفاق شادمانی را بشارت میداد و حالا ..... یکسال است که غمهای جهان ما را احاطه کرده و دیگر رمق لبخندی حتی برایمان نمانده حالا غیر از همین صبور...
نویسنده :
مامان آیلین
20:08


